2.
دومین خرت و پرت این وبلاگ جمله های شاید خنده دار و به احتمال زیاد با حال
- شيوه مدرن!!!
زاغکي روي درختي نشسته بود و چيز برگر مي خورد !
روبهي آمد و گفت : ايول ، چه بالي ، چه دمي ، عجب تريپ سياه خفني ، مشکي رنگ عشقه ، يک آواز بخوان حال کنيم !
زاغک ساندويچش را زد زير بغلش و گفت : برو بچه من خودم کلاس پنجمم .
-
خصوصيت آقايون
البته نه همشون
1. خوشگل تر از خودشون نميتونن ببينن.
2. هر روزي كه باهاشون اشنا شي 3 روز بعد به طور اتفاقي تولدشونه.
3. دوست ندارن دم ويتريناي مغازه ها وايسن كه دوست دخترشون از چيزي خوشش بياد مجبور شن پولاشونو خرج كنن.
4. روز تولد دوست دختراشون يا مسافرتن يا ماموريت.
5. هر وقت دير ميكنن به جون مامانشون تو ترافيك بودن.
6. اگه راجع به سربازي يا دانشگاه ازشون بپرسي تب 40 درجه ميكنن.
7. همشون دوست دختر ندارن چون يا مرده يا بهشون خيانت کرده.
-
-
نه توسری
نه روسری
حکومت دوست پسری
نه سربازی
نه جانبازی
بزن بریم دختر بازی
هرکی موافق تو نظرات بگه
-
-
مصارف مهم اس ام اس در ايران :
1- پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر)
2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!"
3- پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم، قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !"
4- جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "!
5- فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي، دور کلاش قرمزي
6- تبریک عید
-
آهنگ جديد نفرين از محسن چاوشي : الهي تو بميري من نميرم....سر قبرت بيام پارتي بگيرم...الهي سرخك و اوريون بگيري....تب مالت و بلاي جون بگيري....الهي از سرت تا پات فلج شه .... كمرت بشكنه دستت قلم شه ....الهي حصبه و ام اس بگيري....سر راه بيمارستان بميري.....الهي كور بشي چشمات نبينه....بميري گم بشي حقت همينه
جمله های باحال (داستان)
-
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!چ
-
زمان راآغاز و پایانی نیست. شکسپیر
-
بالا رفتن از تپه های سراشیب در ابتدا نیاز به گام های آهسته دارد. شکسپیر
-
از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. .شکسپیر
|
+| نوشته شده توسط سپهر در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 11:12